عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
72
رساله افيونيه ( فارسى )
آنكه اگر چه هر دو مستلزم ضرر كلّىاند امّا اين ، حالا و آن ، مالا و هيچ عاقل ترجيح حال يقين الوقوع بر مآل غير يقين الوقوع نكند « 1 » ؛ جهت آنكه ( هر روز فى الجمله ضررى مىرساند چون ) « 2 » ضرر كلّى بالفعل واقع نيست و احتمال عدم وقوع دارد و از اين جهت است كه ترك بالكليّه نمىكند الّا جسور متهوّر كه اعمال عقلى و نظرى و كسبى نكند و به حسب استقراء معلوم شده كه معتادين اكثر اصحاب فهم و عقل و رأى صائب مىباشند « 3 » و قليلى كه معتاد مىشوند از آن قبيلاند كه خود تميزى ندارند امّا تقليد اهل تميز مىكنند و حال ايشان مثل حال درودگر ( ى ) « 4 » بوزينه است و شرذمهء مردم هستند كه لايق تقليد نيستند كه نه از اهل تمييزاند و نه از اهل تقليد و معلوم نيست كه افعال ايشان اختيارى باشد . بعد از تمهيد اين كلام مىگوييم كه به حسب قوانين عقليّه و شرعيّه ترك آن واجب است و چون بالكليّه فى الحال ترك نمىتوان كرد كه از توهم ضرر مىيابد بايد كه « 5 » چنانچه حصول آن به تدريج شده زوال آن هم به تدريج مىبايد كرد چنانچه هم بقراط گفته است « 6 » : « الابدان الّتى تهزل فى زمان طويل ينبغى ان يكون اعادتها « 7 » بالتّغذيه الى الخصب بتمهّل و الابدان الّتى « 8 » ضمرت فى زمان يسير ففى زمان يسير » . ما حصل آنكه بدنهائى كه در زمان دراز لاغر شده باشند مانند مدقوقين « 9 » ، در زمان دراز به حال خود عود مىكنند در تغذيه ، و آنچه در زمان اندك فرو نشسته باشند مانند محمومين « 10 » به حمى محرقه ، عود ايشان به تغذيه در زمان اندك است ، پس بايد كه اعادهء بدن به حال اوّلى « 11 » در بدنى كه از اعتياد ، ضعيف و كاسته شده « 12 » باشد به تدريج باشد و تدريج تواند بود
--> ( 1 ) . ل و آ : نكنيد ( 2 ) . ل و آ ( 3 ) . ل و آ : + را اين حالت اعتياد حاصل مىشود ( 4 ) . آ ( 5 ) . ل و آ : و چون بالكيه فى الحال نمىتوان به طريق خالى از توهم ضرر بايد كرد . ( 6 ) . ل و آ : - گفته است ( 7 ) . ل و آ : عادتها ( 8 ) . ل و آ : و الا به و ان افى ( 9 ) . ل و آ : مدقوقه ( 10 ) . ل و آ : محمومى ( 11 ) . ل و آ : به حال او ( 12 ) . ل و آ : - شده